حضور و صحبت در حمایت از اصلاح طلبان یادآور وقایعی ناخوشایند است. آخرین و ناخوش ترین آن ها زمانی بود که در اوج امید و آرزو برای بازگشت کورسوی آرزو و امید، با اعلام انصراف محمد خاتمی همه چیز به گِل نشست.

با همه دلخوری و دلسردی قهر کردن با خاتمی ممکن نیست، خاتمی رویین تن است، شاید به خاطر حق انکار ناپذیری که بر گردن همه دارد، شاید هم، بی هیچ منطقی، محض مغناطیسِ نگاه و لبخندش و گیرایی استدلال و کلامش، به هر شکل هر روز که میگذرد بیش تر قدر آخرین فداکاری و روشن بینیاش را میفهمیم.
من و انتخابات: دیدگاه نویسندگان دیگر این مجموعه
دیری نگذشت که نجابت، شرافت و صداقتی که قبلا در خاتمی یافته بودیم در سخنان و طنین کلام میرحسین موسوی آشکار شد، او کمتر لبخند میزند و کلمات کلیدی مورد علاقۀ مان را از ما دریغ میکند و شاید همین سختی و اصرار بر استقلال و باج ندادنهای او نشانی باشد از حضوری استوار تر و عملی تر، نشانه هایی که در آخرین صحبت های او به خوبی آشکار بود و خبر از حضور مردی میداد که با قاطعیت عملی شدن وعده هایش را پی میگیرد.
دلیل این همه خوش بینی بی سابقۀ من و امثال من چیزی نیست جز آن که دیگر خسته شده ایم از بدبینی مدام و از نغمههای تکراری تحریم و از تحمیل اقلیتِ تمام خواه و از …… پُکیدن پی درپی قهرمانها و آرزوهایمان.


Comments on this entry are closed.