آیا مردی پیدا میشود؟
از قدیمیها شنیده ام آن زمان ها وقتی با لاتی دعوا و مشاجره ایی پیش می آمد و خانمی همراهت بود لاته به احترام او سکوت میکرد و چیزی نمیگفت. “بی غیریت” بالاترین دشنامی بود که اگر به مردی میگفتی روح از تنش میخواست جدا بشه. اما امروز مامورین ما با بی غیرتی تمام به جان جوانهای این مملکت افتاده اند و انتظار دارند صدایی بلند نشود. اگر ترانه موسوی ها دروغ است، اگر تجاوزها دروغ است، اما تصاویری که از خیابانها دیده ایم چه؟ مگر کتک خوردن

زن بی دفاعی که در حلقه باتوم به دستان گرفتار شده است را ندیده ایم؟
آیت الله امجد
سحر دیشب به مجلس آقای امجد رفته بودم. در فضای سرد و امنیتی و رعب آور این روزها مردی چون او کمتر پیدا میشود که در جو امام زاده صالح فریاد بزند که مردم چرا حاکمان شما چنین میکنند و در حالی که خدمتگزارانتان اند. حاج آقا هم به همین لات ها اشاره کرد و گفت یک لات با غیرت کجاست؟ چقدر آیه و حدیث آورد که تکبر و خود پسندی آدمی را از خدا دور میکند. چقدر حرف زد که مردم اگر انتقاد نباشد، اگر انتقاد صریح نباشد شرک به خدا می آید. وظیفه همه ماست که حاکم خود را انتقاد کنیم. ساکت نباشیم. چقدر از صدا و سیما حرف زد که باید یک رسانه ملی باشد. باید من و تو برویم در آن حرف بزنیم. انتقاد کنیم. صدای خود را به مسوولین برسانیم. چقدر از . . .
شاید برای کسانی که آقای امجد را به توصیفات زاهدانه و عارفانه ی ایشان میشناسند تعجب آور باشد که چنین داد سخن سر داده است. اما من شاد بودم که در این فضای سرد و امنیتی امروز هنوز مردی هست.
![]()


Comments on this entry are closed.