مخالف خوانی اصولگرایان و نظامیان بر سر بقای اصلاح‌طلبان

by Kamran on September 11, 2009

3427 اعتماد، مهراوه خوارزمی: امتداد فعالیت و حیات سیاسی جناح اصلاح طلب کشور در هاله یی از ابهام فرو رفته است. این آینده نامشخص اگرچه با دستگیری و محاکمه فعالان سیاسی اصلاح طلب در دادگاهی که هنوز در مرحله اعتراف گیری و قرائت کیفرخواست قرار دارد، شکل گرفت اما در روزهای اخیر انتشار سخنان سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، گمانه زنی های تازه یی را پیش روی تحلیلگران سیاسی قرار داده است. مرور اظهارات عزیز جعفری و نیز آنچه در یادداشت ها و سخنان منتشرشده از سوی دیگر نظامیان آمده است در کنار موضع گیری های متفاوتی که از اصولگرایان برجسته یی همچون علی لاریجانی، احمد توکلی و به ویژه محمدرضا باهنر دیده شده نشان می دهد ادامه فعالیت جناح اصلاح طلب به غلبه یکی از این دو دیدگاه بستگی دارد.

مارش جنگ

دخالت نیروهای مسلح در رقابت های سیاسی و انتخاباتی در کشورهای مختلف جهان امری ممنوع و مذموم به شمار می رود و از همین رو است که کودتا به عنوان یک شیوه تغییر حکومت خشن و نظامی اتفاقی است که در هیچ موقعیتی مورد تایید و استقبال ناظران بی طرف سیاسی قرار نمی گیرد. اما فراتر از چنین رویکردی آنچه سبب می شود نادرستی دخالت نظامیان در امور سیاسی بیش از پیش مورد بحث نخبگان سیاسی جناح های مختلف کشور قرار گیرد ارجاع آنان به آرمان هایی است که از گفتار و موضع گیری های امام(ره) بر جای مانده است.

از این رو هنگامی که رئیس ستاد کل ارتش در مورد شرایط نامزدهای ریاست جمهوری اظهارنظر می کند، مهدی کروبی بر خود فرض می داند در نامه یی او را هشدار دهد و در هنگامه یی که فرمانده سپاه نیروهای تحت امرش را به جانبداری و حمایت از جریان اصولگرایی فرا می خواند موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) بر خود واجب می بیند با مخاطب قرار دادن ریاست وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی که سخنان فرمانده سپاه را به دفاع از ایدئولوژی اصولگرایی تاویل کرده بود نسبت به عدول از وصایای امام در مورد لزوم عدم دخالت نظامیان در عرصه سیاست تذکر دهد و تاکید کند نهی از ورود نظامیان به سیاست در اندیشه امام(ره) تاویل ناپذیر است. حال یک بار دیگر در شرایطی که کشور یک انتخابات پرحاشیه را پشت سر گذاشته و دامنه اعتراضات مردم نسبت به نتایج اعلام شده آن هنوز کاملاً فروکش نکرده است موضع گیری های برخی از نیروهای نظامی یک بار دیگر خبرساز شده است زیرا اگرچه در اتفاقات پس از انتخابات نیروها و فرماندهان ارتش کمترین موضع گیری سیاسی را داشته اند اما فرمانده کل سپاه پاسداران توانسته است به تنهایی و با اتهاماتی که به سران برجسته جناح اصلاح طلبی وارد کرد موج تازه یی از بحث و مناقشه بر سر ورود نظامیان در امر سیاست ایجاد کند. سردار جعفری که پیشتر محاکمه عاملان اصلی ناآرامی های پس از انتخابات را راه حل اساسی دانسته بود این بار در «محفل انس با پیشکسوتان جهاد و شهادت» آشکارا از کسانی نام برد که به زعم وی طراحان اصلی اغتشاشات پس از انتخابات بودند و قصد داشتند محتوای انقلاب را تهدید کنند.سیدمحمد خاتمی، محمد موسوی خوئینی ها، بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده و چند تن دیگر را به طراحی حوادث پس از انتخابات متهم کرد و با استناد به اعترافات منتشرنشده افراد بازداشت شده از جمله محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر و نیز بهزاد نبوی که هنوز در صحن دادگاه لب به اعتراف نگشوده، مدعی شد نامبردگان قصد داشته اند با پیوند دادن جریان اصولگرایی و به ویژه شخص احمدی نژاد با رهبری و در یک مبارزه انتخاباتی حذف رهبری و در نتیجه شکل دادن به نظامی با یک ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه را در دستور کار خود قرار دهند.

فرمانده کل سپاه پاسداران در سخنان خود با اشاره به جملاتی از زبان سران جریان اصلاح طلب که البته اعلام نشد مستند به چه منبع اطلاعاتی هستند آنان را افرادی در مقابل رهبری معرفی و یادآوری کرد؛ «آقای موسوی خوئینی ها در بهمن 1387 می گوید ما باید بیاییم و توان بگذاریم به هر قیمتی… او باید بداند که این طور نیست که ایشان باشد و هر طور که بخواهد مملکت را به هر سمت بکشاند.» و در بخش دیگری از سخنانش مدعی می شود خاتمی در بهمن 1387 گفته است؛ «اگر اصلاحات به جامعه برگردد رهبری دیگر اقتداری نخواهد داشت.» استناد فرمانده سپاه به سخنان منتشرشده آقایان خاتمی یا موسوی خوئینی ها در حالی است که منبع این اظهارات ناگفته مانده است.

به هر روی اگرچه مسلماً در آینده صحت و سقم آنچه از سوی اشخاص مختلف در مورد حوادث پس از انتخابات اظهار شده است بیش از پیش عیان خواهد شد اما تا اینجای کار آنچه از سخنان سردار عزیز جعفری استنتاج می شود این است که علاوه بر احزابی همچون مشارکت و سازمان مجاهدین که با محاکمه سران شان در دادگاه و مبتنی بر کیفرخواست دادستانی در لبه تیغ انحلال و تحدید فعالیت قرار گرفته اند مجمع روحانیون مبارز نیز در تیررس برخورد امنیتی قرار دارد.

هر چند مورد اتهام واقع شدن خاتمی و موسوی خوئینی ها به عنوان سران مجمعی که اعضای اصلی آن را اغلب روحانیون نزدیک و مورد اعتماد امام(ره) تشکیل داده اند امری است که بسیار نامحتمل و دور از ذهن به نظر می رسد اما تاکید بر چنین گمانه زنی هایی این نگرانی را بین ناظران به وجود آورده که احزاب و گروه های اصلاح طلب با هر خاستگاه و پیشینه یی تا چه حد در معرض تهدید و آسیب قرار دارند. سخنان سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، در شرایطی منتشر شد که یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه، نیز در یک یادداشت منتشر شده در هفته نامه صبح صادق به نحو دیگری به جریان اصلاح طلب کشور تاخته بود. جوانی که در نوشته خود مهندس موسوی را فردی با 30 سال رفتار منافقانه معرفی می کند، معتقد است؛ «جریان نفاق کنونی که متاسفانه پرچمداران و سران آن سابقه در انقلاب داشته و طی 30 سال گذشته از مسوولیت های کلیدی در نظام اسلامی برخوردار بودند در دو حزب مشارکت و سازمان مجاهدین خلاصه نمی شوند بلکه در این جریان عناصری از کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و… ایفای نقش کرده اند.»

رئیس اداره سیاسی سپاه اما در نوشته اش پاسخ روشنی به سوالی که خود مطرح کرده، نمی دهد اینکه؛ «چگونه افرادی با این سوابق انقلابی، مبارزاتی و دارای مسوولیت در نظام اسلامی به این وضعیت دچار شده اند؟» با این حال در یک جمله تکلیف جریان اصلاح طلبی را مشخص می کند زیرا در حالی که بسیاری از سیاسیون محمدخاتمی را به عنوان یکی از رهبران و مبدعان اصلاح طلبی می شناسند، یدالله جوانی بی هیچ رودربایستی می نویسد؛ «سرنوشت خاتمی جدای از سرنوشت مشارکت و مجاهدین نیست.»

هارمونی سیاست

کیست که نداند اصولگرایان در چند سال گذشته تا چه حد سرسختانه با رقبای اصلاح طلب خود جنگیده اند و با تمام توان خود از فعالیت گسترده احزاب اصلاح طلب و رسانه های مکتوب آنان جلوگیری کرده اند اما با این حال مرور رفتار و گفتار بسیاری از اصولگرایان عملگرا نشان می دهد آنها رقیب سیاسی خود را به رسمیت می شناسند و حتی حضور این رقیب سیاسی را در ادامه فعالیت خود و سامان مسائل کشور موثر می دانند و آگاهی از همین تاثیرگذاری است که سبب می شود اتهامی از جنس اقدام علیه مبانی نظام اسلامی که هستی یک جناح سیاسی را در معرض تهدید قرار می دهد، علیه رقیب خود مطرح نکنند.

تعامل علی لاریجانی به عنوان یک رئیس مجلس اصولگرا با خلف اصلاح طلب خود در جریان مسائل مربوط به حوادث پس از انتخابات اگرچه با انکار ادعاهای مهدی کروبی از سوی لاریجانی آغاز شد اما نفس نامه نگاری های متعدد میان آنها در شرایطی که برخی جریانات حتی حاضر نیستند نامه وارده در پاسخ به اتهام زنی های سرمقاله نویس شان علیه یک نماینده اصولگرا را منتشر کنند، نشان از احترام و رسمیتی است که در لایه های پنهان و در گفته ها و ناگفته های شخصی چون لاریجانی مستتر است. رئیس مجلس اصولگرا البته بارها و بارها اظهار نظرهای بسیار واضحی در مخالفت با جریان های حذفی داشته و هنوز فراموش نشده است که او در هشتمین کنگره جامعه اسلامی مهندسین موضوع سخنرانی خودش را به بحث حذف نیروهای سیاسی غیرهمسو اختصاص داد و با تشبیه این نوع رفتار به رفتارهای قبیله یی آن را نشانه عدم بلوغ سیاسی جامعه دانست.

لاریجانی البته در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و حوادث پس از آن همواره تلاش داشته است تا حد امکان در موضعی بی طرفانه حرکت کند و از افتادن در وادی اتهام زنی ها علیه جناح رقیبش بپرهیزد تا حدی که نوع تحلیلش در مورد علل حوادث پس از انتخابات در برنامه ویژه خبری و نقد همه جانبه او به کاندیداهای حاضر در انتخابات، مناظره های برگزار شده و عملکرد شورای نگهبان سبب اعتراض تندروهای حامی دولت شد و کار به جایی رسید که حمید رسایی در سایت خود او را متهم به حرکت در جهت تخریب احمدی نژاد کرد. علی لاریجانی که به عنوان رئیس مجلس سعی کرده است با تشکیل کمیته های ویژه تا حد امکان در جهت کاهش تنش ها و رفع بحران حرکت کند تاکنون ترجیح داده است درباره اتهاماتی که از سوی نهادها و اشخاص مختلف به نیروهای سیاسی اصلاح طلب زده شده سکوت اختیار کند و شاید همین عدم اظهارنظر است که به صورت مبهمی از سوی احمدی نژاد در گفت وگوی خبری اش مورد شماتت قرار گرفته است که؛ «برخی ها برای سکوتشان باید در آینده پاسخگو باشند.»

با این حال رفتار علی لاریجانی تنها دلیلی نیست که نشان می دهد عقلای اصولگرا نه تنها اصلاح طلبان را دشمن بنیان های نظام نمی دانند بلکه حضور آنان را برای تقویت نظام و دستیابی به آرمان هایشان مغتنم می شمارند.

احمد توکلی دیگر نماینده اصولگرای مجلس از جمله اشخاصی است که به رغم اختلاف نظرهای عمیقی که با جناح اصلاح طلب دارد در موقعیت های متعدد نسبت به زیر پا گذاشته شدن حقوق آنان از سوی برخی نهادها واکنش نشان داده است و سعی کرده از موضع یک نماینده مجلس برای ادامه حیات جریان رقیب تلاش کند.

به همین دلیل است که وقتی سایت خبری اقلیت اصلاح طلب مجلس پارلمان نیوز فیلتر می شود او به اتفاق اعتراض می کند و می گوید؛ «این کار برخلاف مصالح کشور و وحدت ملی است و تصویری که ایجاد می کند این است که پارلمان ایران اقلیتی دارد که حتی اجازه ندارند یک سایت داشته باشند» و در شرایطی که تنها یک هفته از نامه انتقادی اش به مهدی کروبی گذشته است نسبت به توقیف روزنامه او و حزب متبوعش واکنش نشان می دهد و در نامه یی به صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه خواستار رفع آن و برخورد با افراد خاطی موثر در توقیف غیرمنطبق با قانون می شود و در جایی دیگر به پخش دادگاه و اعترافات متهمان آن از صدا و سیما اعتراض می کند.

اگر اعتراضات متعدد توکلی به رفتارهای غیرقانونی علیه اصلاح طلبان را دلیل متقنی برای تمایل وی بر ادامه حیات جناح رقیبش نپنداریم بی شک نمی توانیم از کنار انتشار یادداشتی با عنوان «چرا جناح اصلاح طلب باید زنده بماند؟» در سایت خبری منسوب به احمد توکلی به سادگی عبور کنیم. نویسنده این یادداشت که بی تردید نوشته اش مورد تایید صاحب امتیاز سایت بوده است در تایید ضرورت حفظ اصلاح طلبان در صحنه سیاسی آورده است؛ «جناح منتقد با اعلام مواضع انتقادی بهنگام سعی می کند تمام کسانی که دچار نارضایتی می شوند در زیر چتر خودش جمع کند و با پذیرش مشارکت سیاسی در چارچوب قانون طیف ناراضی را به رفتار قانون مدار و حفظ آمادگی جهت حضور در عرصه سیاسی دعوت کند.» وی همچنین حفظ حق انتخاب مردم را ضامن بقای مردمسالاری برمی شمارد و با اشاره به ضرورت فراهم سازی زمینه مناسب جهت مشارکت فعال سیاسی در انتخابات آینده خروج طیف اصلاح طلب را از صحنه سیاسی نه شایسته شادمانی بلکه زمینه ساز جست وجوی بدیل قدرت حاکم درمیان گروه ها غیرقانونی و انقلاب مخملین می داند.

محمدرضا باهنر نایب رئیس دوم مجلس، نیز با توجه به اینکه از جمله اشخاصی است که بیش از سایرین از فرصت های مقتضی برای بیان دیدگاه های خود استفاده می کند از جمله اصولگرایانی است که موضع واضحی در مورد حیات سیاسی رقبای اصلاح طلب خود دارد. او در نشست خبری به مناسبت روز خبرنگار در یک جمله موضع اساسی خود را نشان می دهد، وقتی منتقدانه می گوید؛ «در مدت طولانی کشور ما یک کشور شاه زده بوده؛ چنان که عموماً ما در رفتارهای سیاسی فکر می کنیم با هر کسی درافتادیم باید تا آخر قضیه برویم تا طرف را به زباله دان تاریخ بفرستیم.»

دبیرکل اصولگرای جامعه اسلامی مهندسین همچنین در پاسخ به اینکه عده یی قصد دارند جناح چپ را از عرصه سیاسی کشور حذف کنند و این امر چه تبعاتی دارد، می گوید؛ «معتقدم باید جناح های مختلف در کشور فعالیت کنند. توصیه ام به تمام تصمیم گیران و تصمیم سازان این است که تسلیم این واقعیت باشند. ما باید واقعیت فعالیت جناح های اصولگرا و اصلاح طلب کشور را بپذیریم و هیچ جناحی نباید فکر کند می تواند کشور را به تنهایی اداره و جناح رقیب را حذف کند.»

باهنر در حالی که 13 میلیون رای را سرمایه عظیمی برای اصلاح طلبان و به ویژه موسوی می داند صراحتاً اعلام می کند؛ «اپوزیسیون داخل نظام می تواند کار کند و ما از وجود اپوزیسیون داخلی دفاع می کنیم و معتقدیم این اپوزیسیون باید حق داشتن رسانه و حزب داشته باشد و حتی رسانه ملی نیز باید وقتی را برای آنها اختصاص دهد تا آنها نیز بتوانند دیدگاه های خود را مطرح کنند.»

اینکه باهنر تا چه حد حاضر است در راه عملی شدن گفته هایش حرکت کند یک بحث است اما مشخصاً حمایت از وجود اپوزیسیون داخلی با دیدگاه برخی نظامیان که وجود جریانی را به عنوان اپوزیسیون در حالی که از امکانات عمومی کشور استفاده می کنند غیرممکن می دانند، در تضاد است. اما به هر حال مهم این است که این فعال سیاسی اصولگرا در واکنش به تشکیل نهضت فراگیر «راه سبز امید» مهندس موسوی قاطعانه می گوید؛ «چنانچه این نهضت در چارچوب قانون تشکیل شود از آن استقبال می کنیم.» و آنچه عیان می شود این است که در پشت این جمله حسی از متهم کردن موسوی به 30 سال رفتار منافقانه وجود ندارد.

آن نوا که می ماند

فضای سیاسی کشور، فضای مبهم و غبارآلودی است. برای بسیاری از فعالان و ناظران سیاسی اینکه یک ماه دیگر چه اتفاقی می افتد نامشخص است تا چه رسد به اینکه آنها بخواهند آینده یک جناح سیاسی را که امروز زیر یوغ اتهام است، پیش بینی کنند.نظامیان به ویژه سپاه که اینک مسوولیت ها و رهیافت هایی در فضای امنیتی، سیاسی و حتی اقتصادی کشور دارند ترجیح می دهند ادامه مسیر را در راه دستیابی به آرمان های انقلاب با یک بال پرواز کنند و البته حامیان چندی نیز در میان سیاسیون دارند چنان که میرتاج الدینی نماینده مجلس در حمایت از اظهارات سردار جعفری تاکید دارد سپاه اصلی ترین بازوی دفاع از انقلاب اسلامی و پاسداری از دستاوردهای آن است و سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران را مبتنی بر روشنگری و در راستای وظایف اصلی سپاه معرفی می کند.

اما از دیگر سو موضع گیری های سیاسیون دیگر که اکثریت فعال جناح اصولگرا را تشکیل می دهند نشان دهنده آن است که آنان بر اهمیت حضور یک رقیب قدرتمند برای آینده سیاسی کشور و پرواز با دو بال اصولگرایی و اصلاح طلبی چنان که رهبری در سخنرانی خود در مشهد مقدس بر آن تاکید داشتند، معتقدند و بر چالش های پیش روی نظام سیاسی مثلاً در شرایطی که انتخابات آینده هیچ هویت قطبی نداشته باشد، آگاهند. حال باید منتظر ماند و دید در شرایطی که حیات و ممات اصلاح طلبان به غلبه یکی از این دو دیدگاه کاملاً متفاوت باز می گردد که یکی حذف و دیگری بقای آنان را ضامن رشد و سلامت نظام سیاسی ایران می داند کدام مهر بر پیشانی احزاب و گروه های اصلاح طلب خواهد نشست؛ مهر «تایید حضور» سیاست ورزان اصولگرا یا مهر «باطل شد» سرداران سپاه.
www.parlemannews.ir

Comments on this entry are closed.

Previous post:

Next post: