Report from Iran by: Mazdak
مثل دفعات گذشته با کمترین انسجام و سازمان دهی ، و در موقعیتی مبهم نسبت به اینکه حرکت مردم و یا واکنش نیروهای بسیجی و لباس شخصی چیست و هزینه ما تا کجا می تواند باشد از خیابان آزادی و تقاطع خوش به سمت انقلب حرکت کردیم. با نواری سبز در دست که اگر دیگران بسته بودند ما هم ببندیم ! با ورود به خیابان آزادی، و در ابتدا با شنیدن صدای دست زدن متوجه شدیم که تنها نیستیم و با دیدن مردم سبز پوش به یقین رسیدیم. به سرعت به جمع پیوستیم و دیگران هم به تدریج (و البته با سرعتی کمتر از دفعات قبل) به انبوه حاضر در مرکز خیابان پیوستند . در پشت سر و جلو نیروهای بسیجی با نمادهای پرچم ایران و پلکاردهای بزرگ به چشم می خوردند که در یک مقایسه ساده با طرفداران جنبش سبز، با اینکه مجهز به نماد ، پلکارد و تجهیزات کامل (بلندگو و ماشین و …) اما صدایی از آنها شنیده نمی شد و در شعارهای بلند مردم گم می شدند. در این سو مردم تنها برگه هایی در دستشان بود که بیشتر ا ین شعار به چشم می خورد: ” نه غزه ، نه لبنان ، جا نم فدای ایران ” رهگذران و مسافران اتوبوس های در حال عبور هم با نشان دادن علمت پیروزی و برخی نوارهای سبز از ما حمایت می کردند ، اما این بار با تردید بیشتر . حتی اتومیبیل ها هم مثل گذشته با
بوق زدن از تظاهر کنندگان را پشتیبانی نمی کردند.
مردم در بیشتر شعارها تنفر خود از دولت کودتا ، و خصوصا روسیه و انگلیس (و حتی شخص چاوز) را ابراز می کردند . مخالفان در دو صف جداگانه راهپیمایی می کردند . طرفداران موج سبز در قسمت جنوبی خیابان و طرفداران احمدی نژاد در مسیر ویژه اتوبوس ، مردم با شعار ” کروبی زنده باد ، موسوی پاینده باد ” و یا ” روحانی واقعی ، منتظری صانعی ” حمایت خود را از موج سبز و بویژه آقای کروبی نشان می دادند و از طرفی با شعار ” بسیجی واقعی ، همت بود و باکری ” به استهزاء و خفه کردن صدای بلندگوهای بسیجیان می پرداختند. واکنش ها تا لحظه حضور ما عادی بود ، برخی تنها ایستاده و نگاه می کردند و برخی هم تمایل به بروز خشونت داشتند ، بطوریکه یک درگیری کوچک بین طرفین اتفاق افتاد که البته خیلی سریع هم پایان گرفت. رسانه های داخلی با شور و شوق از حضور پرشور و حماسه ای ملت ایران سخن می گفتند و به جای نشان دادن صحنه هایی از تهران ، شهرهای دیگر همچون مشهد و اصفهان و … را نشان می دادند . این بار بر خلف تجمع بهشت زهرا نیروهای لباس شخصی که با جلیقه و کله محافظ کامل متمایز بودند و از صحنه ها فیلمبرداری می کردند دیده نمی شدند ..
در مجموع و در مقایسه با تجمعات قبلی، حضور مردم در ابتدا کمرنگ بود، به طوریکه صف تظاهر کنندگان خیلی طولنی نبود و البته شاید هم به این دلیل که مسیر راهپیمایی آقایان موسوی و خاتمی از سمت هفت تیر بود … اما به دلیل داشتن تجربه قبلی و ضمنا حضور نیروهای مخالف در میان تجمع کنندگان و در نتیجه احتمال کمتر حمله به افراد، ترس کمتری در چهره های شرکت کنندگان دیده می شد و پس از وقایع ناگوار درگیری های قبلی این بار اما اوضاع در آرامش بیشتری بود و نیروهای گاردی به چشم نمی خوردند . پس از مدتی رهبران جنبش سبز نیز به صفوف مردم پیو ستند و خبرهایی از بروز درگیری و شلی ک ت یر هوا یی در مناط قی از بلوار کشاورز و فاطمی به گوش می رسید. هر چند برخوردهای تحریک آمیز از سوی مردم سر نمی زد اما به وضوح مشاهده می شد که میل به درگیری در میان عده معدودی وجود دارد که البته به علت ناتوانی و نداشتن حداقل تجهیزات و سازمان تخلیه نمی شد.
در ا ین میان نک ته که حائز اهم یت حضور مستمر و گسترده مرد می ا ست که نشان از ا ین دارد که هرچند سازمان تشکیلت و حتی انسجامی مشاهده نمی شود و این مسئله حتی با پراکنده بودن شعارها به خوبی قابل لمس است اما با جنبشی روبرو هستیم که در آن برخلف گذشته، همه اقشار، توده ها و نخبه ها متحد شده ، انحراف دولت و رهبری را به وضوح و بصورت توجیه ناپذیر لمس کرده اند و همچون جریانا تی مثل کوی دانشگاه تن ها دغدغه عده ای محدود نخواهد بود. به نظر می رسد که هر چند دولت سعی دارد که اذهان عمومی را متفرق کرده و با وقت کشی جریان را به دست فراموشی بسپارد اما حضور مردم که با کمترین هماهنگی با یکدیگر و در شرایطی کامل نابرابر با نیروهای مخالف هنوز هم به چشم می خورد نشاندهنده این است که در آینده هزینه های سنگینی متوجه نظام خواهد بود. هر چند مشاهده ساده رفتارهای مردمی در صحنه هایی همچون تظاهرات که دستخوش هیجانات و احساسات بال و تفکر کمتر هستند تحلیل جامعی از شرایط و وضعیت آینده را روشن نمی کند، اما این ترس و واهمه در صحبتهای رهبران نظام هم به وضوح به چشم می خورد که با تداوم این جریان و تشکیل جبهه ای همچون راه سبز امید به نقطه ای برسیم که دیگر همانطور که در شعارها مطرح می شود جمهوری ایرانی بر جمهوری اسلمی غلبه کرده و جذابیت بیشتری داشته باشد. نکته قابل ذکر کم شدن تدریجی طرفداران آقای احمدی نژاد است بطوریکه پس از وقایع اخیر و فاش شدن تخطی دستگاه های نظامی و امنیتی شاهد برگشتن عده زیادی به جبهه سبز هستیم. نباید از نظر دور داشت که جنبش سبز یک جریان سازمان یافته و تشکیلتی قدیمی نیست که به نظر عده زیادی خصوصا افراد خارج از کشور توسط نیروهای دولتی سرکوب شده باشد بلکه حرکتی است که تازه نطفه آن شکل گرفته و به زمان نیاز دارد که انسجام یافته و گسترش یابد و هنوز در آغاز راه است. جنبشی که انگیزه ای قوی داشته و خستگی عمیق مردمی را نشان می دهد که هنوز میدان را ترک نکرده اند و با نگاهی مثبت ، بواسطه حرکت عجولنه و بی تامل جناح حاکم ، به یک درد و نقطه مشترک تبدیل شد
از این پس شاهد بال رفتن هزینه دستگاه دولتی خواهیم بود، چه اینکه دیگر سوء استفاده از مذهب و ایدئولوژی و پیروی از رهبر کاریزمایی معنایی ندارد و اگر هم در میان عده ای دوام آورده بود با واکنش تند و عجولنه رهبر به سراشیبی سقوط معطوف شد. و از طرفی نه تنها دولت ایران که درآمدهای بادآورده نفت را صرف باج دادن به اقشار مختلف و پایین دستی که هنوز وارد میدان مبارزه نشده اند، می کند بلکه هر دولت ثروتمند دیگری نیز در رشوه دادن به مردم برای مدت زمانی طولنی ، و آنهم در شرایطی که بر اثر توقعات فزاینده خواسته ها روز به روز بیشتر می شود کم خواهد آورد .
Tehran 18 September 2009



Comments on this entry are closed.
{ 1 trackback }