گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور

February 2nd, 2010, 2:19 pm

Subscribe by email


سه شنبه, ۱۳م بهمن, ۱۳۸۸

گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور

امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد/در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است ولی الان چنین اعتقادی نداریم/ امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد/امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند/شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم/ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند/اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است/همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری/تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است/حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت/این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است.

کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.

Balatarin

See more in this category: Farsi, Mousavi


So called “think-tank Green Movement exile” old fashion

January 11th, 2010, 5:48 pm

Subscribe by email


اتاق فکر؟
By. Mehdi Jalali
اگر بیانیه پنج نفره قابل فهم بود، این که خود را اتاق فکر جنبش سبز معرفی کنی کمی عجولانه و ناساز است. آدم را یاد هخا می اندازد. تازه این افراد از هوشمندان نسل
قبل هستند. فکر می کنم هرچه جلو می رویم شکاف نسلی میان ما بیشتر می شود. این دوستان هنوز از شیوه های رهبری ریش سفیدانه و اعلامیه صادر کردن های سی سال استفاده می کنند. اگر به موسوی نگاه می کنید او اول حامیانش را گرد آورد و بعد با بیانیه های متعدد ارتباطش را با مخاطبانش حفظ کرد. پس منظور اصلی بیانیه ارتباط بود نه تبیین خط مشی کلی برای جنبش. موسوی هیچ گاه چنین ادعایی نکرد.
رهبری جنبش را آنانی بی ادعا و قدم به قدم جلو می برند که ابتکار دارند و پیشنهاد می کنند مردان روسری سر کنند و مردم حمایت می کنند، نه آنانی که اعلامیه صادر می کنند و منتظر می نشینند که حامیان درخانه شان را بزنند و تقریبا هیچ کس هم حمایت نمی کند.

اتاق فکر به ریش سفیدی و وجاهت و تدین نیست به تخصص است. گاهی واقعا تراژیک است که ما محصولات سالها نهادسازی و تولید دانش در غرب را سریعا تبدیل به کاریکاتور می کنیم. اتاق فکر نیاز به متخصص در رشته مدیریت بحران، امنیت شهری، امنیت بین المللی، ارتباطات و غیره دارد. باخبرم که عده ای جوان متخصص بدون ادعا قدمهای درخوری برای چنین اتاقهای فکری برداشته اند. سبزاندیش یکی از آنهاست
ایکاش این دوستان بنشینند و یکبار مثلا کمپین اوباما را مطالعه کنند و با دانش چگونگی ارسال پیام و چگونگی تجهیزکردن سطح عمومی جامعه آشنا شوند. رهبر مدرن دنبال مردم می افتد، اول حمایت جلب می کند و بعد پیام می دهد و مطالبات و خط مشی تبیین می کند. دعوایی که میان رقیبان در بین نسل خود راه انداخته اند به کنار، حیف است که این پنج نفر این گونه به اعتبارخود آسیب برسانند


Face Book Mehdi Jalali

Balatarin

See more in this category: English, Farsi, News & Opinions, page one


فرجام نظام چه خواهدشد؟

January 9th, 2010, 10:42 pm

Subscribe by email

ashura
برخورد دوسرباخت بامعترضان
فرجام نظام چه خواهدشد؟
امضا محفوظ

شاید كمتر كسی را فارغ از هرنوع گرایش سیاسی از هواداران دكتر احمدی‌نژاد تا شیفتگان رهبر انقلاب و یا حامیان مهندس موسوی و معترضان به نتایج انتخابات بتوان یافت كه از وضعیت حاكم بر كشور و حوادث پس از انتخابات تلخكام نباشد.

كمترین نتایج این حوادث، حرمت‌شكنی‌های بی‌سابقه بوده است كه مقدسات و چهره‌های مورد احترام طرفین را مورد هتك قرار داده است، از توهین‌ها و شعارهای گسترده علیه رهبر انقلاب تا هتاكی و فحاشی به بزرگان انقلاب نظیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان و رهبران معترضان، هر اهانتی با توهینی جبران می‌شود و اخیراً نیز هر خشونتی با خشونتی دیگر.

آسیب دیدن وجهه بین‌المللی نظام و افتخار دموكراتیك‌ترین حكومت خاورمیانه نیاز به توضیح ندارد، شرایط نظام به گونه‌ای شده است كه اعتراضی كوچك در یك خیابان تهران به سرعت تبدیل به مهمترین خبر رسانه‌های جهان می‌شود و اعتبار اطلاعات و آمار رسمی اعلام شده از سوی مسئولان بسیار كاهش یافته و متحدین استراتژیك دولت نظیر روسیه نیز، دولت را دعوت به مذاكره و سازش با معترضان می‌كنند و در این میان یك سؤال است كه بیش از دیگر پرسش‌ها در اذهان عمومی مطرح می‌شود: به راستی علت این همه تنفر، خشونت و تحقیر میان طرفین چیست؟ Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, News & Opinions, page one


نزدیک شدن خامنه ای به هاشمی و عقلای قوم و احتمالات پیش رو

January 9th, 2010, 12:15 am

Subscribe by email

khamnei rafsanjani
اتفاقاتی که در طی این دو هفته رخ داد، حدس پیشینم را در سناریو در حال وقوع به یقین تبدیل کرد. گمان بنده از پیش از عاشورا، و پس از وفات آیت الله منتظری و آن تشیع پیکر تاریخی، آن بود که شخص خامنه ای شدیدا به طیف اصولگرای منتقد احمدی نژاد و شخص هاشمی نزدیک شده است. اتفاقات پیش از عاشورا، یعنی ضرب و شتم مردم عزادار پیر سبز در نجف آباد و اصفهان رابرنامه سپاهیان میدانستم تا فضای نزدیک شدن خامنه ای به هاشمی را تنگ تر نمایند و با سوق دادن بیشتر اعتراضات به سمت خود شخص خامنه ای، او را در مخمصه و ترس بیشتری قرار دهند، تا در فضای بحرانی تر، کلا خامنه ای را از هاشمی ایزوله کنند. اتفاقات روز عاشورا را هم کار مستقیم سپاه میدانستم که با دو هدف صورت گرفته بود، اگر کلا جنبش را سرکوب میکردند، به خامنه ای میتوانستند بگویند که دیدی قضایا را جمع کردیم، حالا این هاشمی و موسوی و کروبی و خاتمی را هم حذف کنیم تا چشم فتنه کاملا کور شود، و اگر موفق هم نمیشدند، به علت فضای خشم مردم، خامنه ای چاره ای در پناه گرفتن در پس سپاه و کودتاچیان نداشت. Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, News & Opinions, page one


رازهای زندگی خامنه‌ای، محسن مخملباف

January 8th, 2010, 11:59 pm

Subscribe by email

Khamnei thinking
رازهای زندگی خامنه‌ای، محسن مخملباف

گزارش کارمندان بيت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گريخته اند

نوشته حاضر اطلاعاتی است که از طريق کارمندان سابق بيت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گريخته اند برای من بازگو شده است و من تنظيم متن آن را به عهده داشته ام.

مقدمه:
خامنه ای فردی است که در چند دهه گذشته بيشترين تاثير را بر زندگی عمومی و حتی خصوصی ايرانی ها، پس از شاه و خمينی داشته است.او کسی است که بيش از هرکسی از طريق سيستم های اطلاعاتی اش، درباره اين و آن می داند؛اما کمتر کسی است که ازجزئيات خانه و خانواده و ارتباطات و علائق شخصی و يا نحوه کار او با خبر باشد. اين راز داری افراطی از سوی خود او و سيستمش عمدی بوده است.در راز بودن، از او يک کاريزما ی مقدس برای طرفدارانش و يک چهره مخوف برای مردم ساخته است.

مطلب حاضر می کوشد ازطريق منابع دست اول واقعيت خامنه ای را آنچنان که واقعا هست بشناساند. اين شناسايی به دور از ابراز نفرت های متداول اين روزها يا شيفتگی های طرفداران افراطی اوست.
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, News & Opinions, page one


Video- precious documentary on Ashura December 27th Tehran

January 6th, 2010, 7:26 pm

Subscribe by email

ashura3

Balatarin

See more in this category: English, Farsi, Media, Vote, page one, videos


درگیرهای شدید در تهران، همزمان با تاسوعای حسینی

December 26th, 2009, 3:17 pm

Subscribe by email

فرهاد علوی

شبکه جنبش راه سبز (مشاهدات خبرنگار جرس حکایت از برخوردهای بسیار خشن نیروهای نظامی و لباس شخصی با مردم دارد، آنها سعی دارند تا مانع پیوستن گروههای مختلف مردم به یکدیگر شوند.): همزمان با تاسوعای حسینی از اولین ساعات امروز صبح گزارشهایی مبنی بر درگیری های پراکنده میان عزاداران حسینی و نیروهای نظامی در مناطق مختلف تهران مخابره شده است.

به گزارش خبرنگاران جرس در سطح شهر تهران، اولین درگیری ها در محدوده پل چوبی رخ داد . زمانی که جمع زیادی از مردم قصد داشتند تا از میدان امام حسین (ع) به سمت میدان انقلاب حرکت کنند. گاردهای ویژه با همراهی نیروهای لباس شخصی به شدت با مردم درگیر شدند و علاوه بر آن شیشه های خودروهایی که در محل بودند یا به نشانه اعتراض بوق می زدند را شکستند.

خبرنگار جرس از حوالی ساعت 9 صبح استقرار صدها نیروی یگان ویژه نیروهای انتظامی کلاتری ها را در محدوده خیابان آزادی تقاطع نواب صفوی تا چهار راه ولی عصر را گزارش کرده بود.

دقایقی بعد از میدانهای امام حسین، فردوسی،هفت تیر، انقلاب و چهار راه ولی عصر نیز خبرهایی مبنی بر درگیری های گسترده میان معترضین و نیروهای نظامی مخابره شد.

مشاهدات خبرنگار جرس حکایت از برخوردهای بسیار خشن نیروهای نظامی و لباس شخصی با مردم دارد، آنها سعی دارند تا مانع پیوستن گروههای مختلف مردم به یکدیگر شوند.

در میدان انقلاب و امام حسین نیروهای نظامی به سمت مردم عزادار گاز اشک آور شلیک کرده اند.

همچنین گزارشهای تایید نشده از شلیک تیرهوایی برای متفرق کردن مردم در میدان انقلاب حکایت دارد.

در پاسخ نیز مردم با سر دادن شعارهایی سبز و عاشورایی مخالفت و اعتراض خود را اعلام می کنند.

از آن جمله شعارهایی چون “ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم”، ” یاحسین، میرحسین”، “ابوالفضل علمدار کروبی رو نگه دار” و “مرگ بر دیکتاتور” به گوش می رسد.

این درگیری ها تا زمان تنظیم این گزارش همچنان ادامه دارد و بر طق اخبار منتشر شده هر لحظه بر گستردگی آن افزوده می شود.
www.rahesabz.net

Balatarin

See more in this category: Farsi, Media, News & Opinions, page one


Iran going to Qom to say farewell to dissident Ayatollah Montazeri

December 20th, 2009, 10:28 pm

Subscribe by email

montazeri aza

voteforiran.com
by Shervin Nekuee

Tomorrow 21e of December is the funeral of Grand Ayatollah Montazeri the spiritual leader of Iran’s Green Movement and the most influential Shia cleric dissident of Iran. The leaders of the Iran opposition Green Movement, Mousavi and Karoubi have been announcing tomorrow as the national day of mourning. The last news that we receiving is that a huge group of people from Tehran and other cities intended to participate in his funeral in the city of Qom.

یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸
آیت الله العظمی منتظری در گذشت
ایران به سوی قم سرریز شد

آیت الله العظمی منتظری،مرجع عالیقدر شیعیان اسلام ،دیشب آن گونه که فرزندش احمد منتظری خبرداده،در خواب در گذشت. احمد منتظری، همچنین خبر داده است که از اولین ساعات صبح امروز روحانیون بلندپایه قم در بیت آیت الله منتظری حضور یافته اند.همزمان گروه های مختلف مردمی از سراسر کشور راهی قم شده و دانشگاه های کشور نیز،خبر از تعطیلی سراسری داده اند.

براساس اطلاعات رسیده،مقامات حکومتی بعد از انتشار این خبر،با تشکیل ستاد بحران، خواستار دفن فوری پیکر آیت العظمی منتظری شده اند اما براساس اعلامیه دفتر آیت الله منتظری، پیکر این مرجع شیعه، فردا،دوشنبه در ساعت ده صبح از مقابل منزل وی تشییع و در حرم حضرت معصومه دفن خواهد شد.گفتنی ست هفتمین روز درگذشت آیت الله العظمی منتظری مصادف با روز عاشوراست. Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: English, Farsi, News & Opinions, page one


Dissident Grand Ayatollah Montazeri senior Shia religious figure passed away

December 20th, 2009, 11:54 am

Subscribe by email

Montazeri
Dissident Grand Ayatollah Montazeri one of the most senior Shia religious figure passed away last night in the city of Qom. He was the most prominent religious figure in Iran who openly and frequently has been criticizing the tyrannical nature Islamic Republic. Iran’s Green Movement of post election has found in him the needed spiritual father and moral leader. In a frequent amount of statements he has been announcing his support for protesters and condemning the state violance against them.

آیت الله منتظری درگذشت

آیت الله حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعیان شنبه شب، در هشتاد و هفت سالگی در شهر قم درگذشت.

آقای منتظری از مهم ترین روحانیون منتقد دولت ایران به شمار می رفت که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر به صراحت موضعگیری کرد و از رفتار حکومت در قبال معترضان انتقاد کرد. Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: English, Farsi, News & Opinions, page one


فقط پهلوانان،نمي ميرند:از پهلواني تا قهرماني،از غلامرضا تختي تا حسين رضازاده

December 20th, 2009, 3:15 am

Subscribe by email

takhti
صادق زيباکلام

سال هاي 41-40 بود؛ دوران مرحوم دکتر علي اميني، آزادي بالنسبه فضاي سياسي کشور و تحرکات بازار، دانشگاه و جبهه ملي. من پسربچه يي 12 ، 13 ساله بودم. سال اول دبيرستان رهنما در خيابان منيريه تهران. يک هفته يي مي شد که بين زنگ تفريح در حياط مدرسه مي آمديم جلوي ميله هاي ديوار مدرسه و پياده رو. به اصطلاح خودمان شلوغ مي کرديم و به نفع دکتر مصدق شعار مي داديم. چهار، پنج بار اين کار را کرده بوديم و اتفاقي نيفتاده بود. شير شده بوديم. و آن روز تعدادمان زيادتر شده بود. اما يکباره آقاي بهرامي مديرمان به همراه آقاي محسني ناظم مان با عجله آمدند وسط حياط و چهار نفر از بچه ها را به دفتر احضار کردند. من هم جزء احضارشده ها بودم. لدي الورود به دفتر هر چهار نفرمان را قطار کردند و به نوبت آقاي بهرامي و سپس محسني شروع کردند به صورت هايمان کشيده زدن. دو تا از بچه ها بزرگ تر بودند و چيزي نمي گفتند اما من و پرويز موسسي که کلاس اولي بوديم گريه مي کرديم و خواهش مي کرديم ما را ببخشند و ديگر شعار نمي دهيم. اما آقاي بهرامي گفت حالا بهتان نشان مي دهم، الساعه از کلانتري ماموران مي آيند و شما اراذل و اوباش را تحويل شان مي دهم تا بفهميد که دبيرستان رهنما جاي اين لات بازي ها نيست. با گفتن اين جملات گريه و عجز و لابه من و موسسي بيشتر مي شد. با گريه التماس مي کرديم که «آقا توروخدا ببخشين، غلط کرديم، نفهميديم.» آقاي محسني هم به کمک آقاي بهرامي آمد و گفت اگر کلانتري هم شما را ول کند که محال است، اگر زندان نبرندتان که محال است، بايد پدرتان بيايد اينجا و پرونده هايتان را بزنيم زير بغل تان و کمترين مجازات شما آن است که از مدرسه اخراج هستيد. تصور اينکه پدرم بيايد دفتر مدرسه و بفهمد من چه کرده ام برايم از کلانتري به مراتب هولناک تر بود. با مطرح شدن آمدن پدرم به مدرسه کارم ديگر از عجز و لابه و التماس گذشته بود. بي اختيار دست به دامان آقاي عقدايي دبير فقه مان شدم. فکر مي کنم تن صدا و عجز و لابه ام آنقدر سوزناک مي بود که آقاي عقدايي به فکر وساطت مي افتد. به مديرمان مي گويد عجالتاً به کلانتري اطلاع ندهيد که پرونده برايشان درست نشود. اما آقاي بهرامي ول کن نبود و گفت من بايد از اين الواط سرمشقي بسازم براي بچه هاي ديگر که ديگر هوس اين… خوردن ها را نکنند. بعد به ما گفت مي دونيد اگر به اعليحضرت شاهنشاه، به پدر تاجدارمان اطلاع دهند که شما چه حرف هاي خائنانه زده ايد، چه بلايي سرتان مي آورند؟ مي دونيد پدران تان را هم خواهند برد به کلانتري، چون ما که به شما اين چرنديات را ياد نداديم و در خانه اين حرف هاي خائنانه را ياد داده اند. يک ايراني باشرف و وطن پرست برايش اعليحضرت، خاک ايران و پرچم سه رنگ مان اول و آخر است و اصلاً بايد شرم کند که نام افراد خائن را ببرد. سخنان او را از فرط ترس و لرز درست نمي فهميدم. از شدت ترس يادم رفته بود که نام چه کساني را در حياط شعار داده بوديم. دکتر مصدق را يادم مي آمد اما از شدت ترس هيچ چيز ديگري يادم نمي آمد. آقاي محسني با عصبانيت رو به ما کرد و گفت اصلاً شماها اين حرف هايي را که مي زديد، معني اش را مي فهميديد؟ خواستم بگويم نه، اما سيلي محکم آقاي محسني زبانم را بند آورد. خودش ادامه داد که مثلاً همين که داد مي زديد مثل اراذل و اوباش که «آقاي ايران کيه، غلامرضاي تختيه» اصلاً شما مي دونين تختي کيه؟ خجالت نمي کشيد مثل الواط ها اسم يک کشتي گير را داد مي زنين؟ ما در سکوت کامل بوديم و به سرنوشت نامعلوم مان فکر مي کرديم که يک مرتبه آقاي بهرامي با نواختن يکسري کشيده هاي جديد به ما گفت؛ چرا لال شده ايد…ها، چرا الان ديگه داد نمي زنين واسه يک کشتي گير لات؟ چرا حرف نمي زنين، اون لات چاله ميدوني حالا سياسي شده؟ اون خاک زيرپاي اعليحضرت هم نميشه، اون مرتيکه اصلاً سواد نداره. شما الدنگ ها مي دونين اون چند کلاس درس خونده؟ من بي اختيار گفتم نه آقا. Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, Shervin' choice, page one


Contact Us

  • We can be reached by email at press AT voteforiran.com.
  • The initial media release has telephone numbers in it if you need to reach us by phone.
  • Looking for something?