13 آبان برای ایران آزاد

October 22nd, 2009, 7:24 pm

Subscribe by email

9024_1071464447257_1845531426_153252_229635_n

Balatarin

See more in this category: Farsi, Your Voice, page one


آقای احمدی نژاد، شرم کنید!

September 28th, 2009, 6:08 pm

Subscribe by email

pn0089دکتر آرش حجازی، که در هنگام مرگ ندا آقاسلطان، شاهد این جنایت بود و گوشه هایی از قتل تکان دهنده ی ندا آقاسلطان را فاش کرد، نامه ای تحت عوان: «آقای احمدی‌نژاد، دیگر بس است. شرم کنید. چشم‌هایتان را بگشایید» خطاب به وی نوشته است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای محمود احمدی‌نژاد
در سه ماه گذشته، میلیون‌ها ایرانی، به زبان‌های گوناگون، در تبلیغات قبل از انتخابات، در روز انتخابات، در اعتراضات بعد از انتخابات، روز ۲۵ خرداد، روز ۳۰ خرداد، روز قدس و روزهای دیگر، با ده‌ها شکل اعتراض مدنی علی‌رغم سرکوب‌های بی‌امان و بی‌رحمانه‌ی شما و همکارانتان، به شما اعلام کردند که شما را نمی‌خواهند. حتی یک بار هم از خودتان پرسیدید که این مردم چرا از شما راضی نیستند و به بهای از دست دادن امنیت و حتی جانشان این نارضایتی را به شما اعلام می‌کنند؟

گاهی، در میان توجیه‌هایی که حتی خودتان هم به آن‌ها باور ندارید، در فواصل جلساتی که با همکارانتان گذاشته‌اید و در آن‌ها از شرق تا غرب عالم را مسئول برانگیختن مردم برای اعتراض به روش‌ها و سیاست‌های خودتان دانستید، از خودتان پرسیده‌اید که چرا این مردم ساکت نمی‌شوند؟

آقای احمدی‌نژاد،
چند بار گفته‌اید که مرگ ندا «مشکوک» است، اما آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که ندا مگر چه کرده بود که سزاوار چنین سرنوشتی باشد؟ با وجود تمام اسناد و مدارک و شواهد غیرقابل انکاری که در مورد مرگ ندا منتشر شد، شما چه سندی را منتشر کردید که گواه بر راستگویی شما باشد؟ در مناظره تلویزیونی‌تان گفتید دروغگو ترسو است. اما این را هم دروغ گفتید. دروغگو وقیح است. دروغگو شرم را نمی‌شناسد. دروغگو وجدان ندارد. دروغگو در روز روشن، در وسط خیابان، سینه‌ی دختر بی‌گناه جوانی را با گلوله می‌شکافد و بعد گناه مرگش را به گردن ازما بهتران می‌اندازد.

آقای احمدی‌نژاد، از وقتی رئیس جمهور شده‌اید، به ندرت حرف راستی از شما شنیده‌ایم. شهوت قدرت وجدان و روح شما را سوزانده. خرافات و عوام‌فریبی قوه‌ی تمییز شما را پوسانده و دستاوردش برای مردم ما جز ویرانی، نابودی صنعت، نابودی کشاورزی، نابودی فرهنگ، نابودی صنعت نشر و مطبوعات، نابودی ورزش، آوارگی هزاران نفر و برباد رفتن آبروی ملتی سه هزار ساله و بر جای ماندن قبرستانی پر از گور جوانان بی‌گناه نبوده است.
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, Your Voice, page one


Photos from Qods Day Demonstration

September 19th, 2009, 4:55 pm

Subscribe by email

A source in Tehran sends us these photos from yesterday’s Qods Day demonstration in Tehran:
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Qods Day, Your Voice, photos


Qods Day Demonstrations report from in Iran

September 18th, 2009, 7:18 pm

Subscribe by email

word_of_mouth_small Report from Iran by: Mazdak
مثل دفعات گذشته با کمترین انسجام و سازمان دهی ، و در موقعیتی مبهم نسبت به اینکه حرکت مردم و یا واکنش نیروهای بسیجی و لباس شخصی چیست و هزینه ما تا کجا می تواند باشد از خیابان آزادی و تقاطع خوش به سمت انقلب حرکت کردیم. با نواری سبز در دست که اگر دیگران بسته بودند ما هم ببندیم ! با ورود به خیابان آزادی، و در ابتدا با شنیدن صدای دست زدن متوجه شدیم که تنها نیستیم و با دیدن مردم سبز پوش به یقین رسیدیم. به سرعت به جمع پیوستیم و دیگران هم به تدریج (و البته با سرعتی کمتر از دفعات قبل) به انبوه حاضر در مرکز خیابان پیوستند . در پشت سر و جلو نیروهای بسیجی با نمادهای پرچم ایران و پلکاردهای بزرگ به چشم می خوردند که در یک مقایسه ساده با طرفداران جنبش سبز، با اینکه مجهز به نماد ، پلکارد و تجهیزات کامل (بلندگو و ماشین و …) اما صدایی از آنها شنیده نمی شد و در شعارهای بلند مردم گم می شدند. در این سو مردم تنها برگه هایی در دستشان بود که بیشتر ا ین شعار به چشم می خورد: ” نه غزه ، نه لبنان ، جا نم فدای ایران ” رهگذران و مسافران اتوبوس های در حال عبور هم با نشان دادن علمت پیروزی و برخی نوارهای سبز از ما حمایت می کردند ، اما این بار با تردید بیشتر . حتی اتومیبیل ها هم مثل گذشته با
بوق زدن از تظاهر کنندگان را پشتیبانی نمی کردند.
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, Your Voice, page one


فردا، روز پیروزی است

September 17th, 2009, 6:08 pm

Subscribe by email

green commotion in tehran (1) فردا روز آزمون جنبش سبز است. جنبش مسالمت آمیز ملت ایران برای احقاق حقوق از دست رفته خود. روزی که حق طبیعی و قانونی انتخاب دولت توسط ملت، با تقلب آشکار و ناشیانه و با برنامه ای از پیش تعیین شده، نقض شد و ملت ایران همچنان رای خود را می خواهند. رای خود را می خواهند و می خواهند بگویند که گذشت زمان و فشارهای نظامیان زورگو نمی تواند حقانیت یک خواسته ملی را از یاد ملت ببرد.

ما چیزی فراتر از آنچه حق طبیعی مان است، نمی خواهیم. ما از هر راه مسالمت آمیزی که بدون خشونت صورت بگیرد، برای گرفتن حق مان استفاده می کنیم. اگر حکومت فکر می کند با گذشت زمان و اعمال خشونت سنگین و رفتارهای تحقیرآمیز می تواند حق یک ملت را نادیده بگیرند و آن را مشمول مرور زمان کند، دیگر چنین خبری نیست. جنبش سبز ایران، جنبش احقاق حقوقی است که هر روز و توسط مقامات رسمی کشور، انکار می شود.

ما نه تنها از روز قدس، بلکه از هر روز دیگری که بتوانیم حقوق از دست رفته مان را بگیریم، استفاده خواهیم کرد. اگر به قول آیت الله خمینی روز قدس روز آزادی کشورهای تحت اشغال و تحت ستم است، کدام کشور امروز بیش از ایران تحت اشغال دولتی بی لیاقت و تحت ظلم حکومتی بی کفایت است؟ اگر روز قدس روز حمایت از مستضعفان در برابر مستکبران زورگوست، کدام حکومت از حکومت کنونی جمهوری اسلامی مستکبر تر و زورگو تر و کدام ملت از ملت ایران مستضعف تر است؟ مستضعف ملتی است که ضعیف نگه داشته شده است، حق قانونی اش را نمی دهند، از کشور خود بیرون اش می کنند، به زور اسیرش می کنند و در خیابان های کشور خودش او را می کشند و به اسارت می برند.
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, Your Voice, page one


نامه مهسا امرآبادی به همسر در بندش: قرارمان این نبود؛ قرار نبود این گونه شود…

September 2nd, 2009, 1:41 am

Subscribe by email

Bastani-Amr-Abadi_4 آزادی ام با دادگاه همسرم مصادف شد و طعم آن را آن قدر تلخ کرد که تحمل آزادی سخت شد. توان و تحمل دیدن تو در دادگاهی بدون وکیلت و گوش دادن به سخنانت دشوار بود. اما سخت تر از آن اتهاماتی بود که از زبان نماینده دادستان تهران به تو نسبت می دادند. برای من که تنها چند ساعت قبل از آزادی تو را دیده بودم، دیدن تو در تلویزیون سخت بود. به خصوص که در آن دیدار گفتند قرار نیست به دادگاهت ببرند.

کیفرخواستت را که خواندم، یاد حرف حاج آقا افتادم که می گفت کیفرخواست مسعود خنده دار است. راست می گفت، این کیفرخواست خنده آور بود. به ویژه اتهام جاسوسی.
آن خنده آور بود که من آرزویی خنده دار در دل کردم که ای کاش آزاد نمی شدم و حداقل فکر نمی کردم تاوان آزادی من را می پردازی. ای کاش در همان سلول می ماندم تا حداقل بدانی تنها چند دیوار فاصله ما است و حداقل می دانستم همان غذایی را می خورم که تو می خوری.
زمانی که برای وثیقه به خانواده ام زنگ می زدی، دستت به اشتباه شماره می گرفت و جمله «نمی دانی برای آزادی تو چه کردم» را گفتی و نمی دانستی که این جمله پس از آزادی چه بر سر من آورد.
جاسوسی؟!! جاسوسی برای که یا چه؟ ما که خانه استیجاری مان در نظام آباد است و زمان انتخابات برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، بدون وسیله نقلیه از این سو به آن سو می رفتیم و در شبانه روز همدیگر را نمی دیدیم؟ اکنون دیگر جاسوسی برایم از یک اتهام به یک شوخی بزرگ تبدیل شده است و با شنیدن آن یاد قسط های 100 هزار تومانی همیشه عقب مانده بانک می افتم.
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, Your Voice, page one


United for Baha’i Human Rights

August 31st, 2009, 12:06 pm

Subscribe by email

United for Baha’i Human Rights

MideastYouth.com has released a video calling for the rights of the Baha’i (and for the Iranian people.) The video is up on Youtube. Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: English, Media, Your Voice


Car Filled with Clubs, Handcuffs, Electric Batons Found

August 28th, 2009, 7:07 pm

Subscribe by email

From a source in Tehran to voteforiran.com. Friday, 28 August 2009, 17:00 hrs

In Tehran, on Dr. Qandi St near Sohrevardi, residents reported a car that had been left unattended for about two months. When police arrived and searched the car they found clubs, electric batons, handcuffs, wireless radios, masks, cables, and vests. They angrily scattered the witnesses and took the car to a nearby police station, Branch 104, itself a center for sending plainclothes forces out into the streets. A few days earlier, a Reformist website reported that one of the detention centers of the Revolutionary Guards was located not far from the spot where the car was reported, cleverly hidden in a parking lot above a shopping mall on Sohrevardi St.

Map of area below:
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: English, News & Opinions, Your Voice


Letter from Iran: Irregularities in the Vote Count

August 26th, 2009, 11:12 pm

Subscribe by email

We just received this letter from someone who recently got back from a visit to Iran. The letter writer gives an overview of a conversation she had with a representative of the Provincial governor’s office in her home town.

So fresh and so clean, and such neat handwriting

So fresh and so clean, and such neat handwriting

Hello Friends,

word_of_mouth_smallI have been back from Iran for a few days now. While there, I has some interesting talks with various people in charge about the recent elections and possible rigging of the elections. Below is some of what I gathered.

While in my small home town, I talked with Mr R., the rep from the governor’s office about the elections.

He mentioned that the process of voting was not rigged as the ballot boxes are staffed by the regular people: shop keepers, teachers, and such.

The irregularities were in two areas: The campaign process up to the election day and the counting of votes.

On the first issue, there were numerous anomalies with respect to the campaign laws and Ahmadinejad’s misuse of them. The instances that I remember Mr R. mentioned:
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: English, Your Voice, page one


کروبی یکی از مستندات خود مبنی بر آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک را منشر کرد

August 24th, 2009, 7:10 pm

Subscribe by email

logo سحام نیوز : مهدی کروبی در پاسخ به تمام کسانی که اظهار داشتند وی مستنداتی مبنی بر اظهارات خود درباره آزار جنسی زندانیان کهریزک ندارد متن اظهارات یکی از این بازداشت شدگان را در اختیار سایت سحام نیوز قرار داد و اعلام کرد که این مطلب تنها گوشه ای از مستنداتی است که منتشر می کند و چنانچه این ر وندادامه یابد مطالب دیگری را منتشر خواهد کرد .

متن کامل اظهارات این فرد به شرح زیر است :
حاج آقای کروبی پس از اظهارات من روزهای فراوانی را با من نشست و برخاست و تجربه زندگی در کنار ایشان بود که بعد از مدتی توانستم غرور له شده و شخصیت تکیده خود را بازیابم. ایشان ساعت های مدید با من سخن می گفت ومانند یک روانپزشک زمین و زمان را به هم می دوخت تا قانعم کند که من در این موضوع بی گناهم و داستان های دینی و تجربی فراوانی را برایم بازگوکرده و مثال های مختلفی را در این رابطه زدند و داستان مرا با آنان مقایسه کرد و من متوجه شدم بنا به سخنان ایشان اگر کسی که با دست و پای بسته و بدون اینکه از خود قدرتی داشته باشد مورد تجاوز قرار گیرد نه تنها گناهی نکرده بلکه مظلوم نیز واقع شده است.
Read the rest of this entry »

Balatarin

See more in this category: Farsi, Your Voice, page one


Contact Us

  • We can be reached by email at press AT voteforiran.com.
  • The initial media release has telephone numbers in it if you need to reach us by phone.
  • Looking for something?